تبليغاتX
pegahahmadi - آن سکستون ، بوسه و خودکشی
white

 

 

 

 آن سکستون ( Anne Sexton )

 بوسه و خودکشی

 

آن سکستون – شاعر مطرح آمریکایی، از پیش‌گامان مکتب اعتراف (Confessional poetry ) ومعاصر ِ شاعرانی نظیر سیلویا پلت – در ماساچوست زاده شد. بیش‌تر دوران زندگی‌اش را در حوالی بوستون گذراند. در ١٩٤٥ به مدرسه‌ی شبانه روزی ِ Rogers Hall در ایالت میشیگان رفت. مدتی به عنوان زنی جوان در آژانس Boston's Hart مدل بود. در سال ١٩٤۸ در پی رابطه‌ای عاشقانه  با آلفرد مولر معروف به "کایو" از محل اقامت خود گریخت. در سال‌های آغازین دهه‌ی ٧٠قبل از جدایی‌اش از کایو، از او صاحب دو فرزند شد (لیندا گری سکستون و جویس سکستون که بعدها به خاطره‌نویسی و رمان‌نویسی روی آورد).سکستون در بسیاری از نوشته‌های‌اش صادقانه از نبرد خود با بیماری اعصاب که بخش عمده‌ای از زندگی‌اش را با آن درگیر بود، صحبت کرده است. اولین حمله‌ی عصبی او در سال ١٩٤٥ و دومین آن در ١٩٥٥ به وقوع پیوست. پس از آن، به تشویق دکتر مارتین اورن – پزشک و درمان‌گرش در بیمارستان گلن ساید – به سرودن شعر پرداخت. چندی بعد در اولین کارگاه شعر تحت نظر جان هولمز، شروع به فعالیت کرد. در پی تجربه‌های موفقیت‌آمیز و چشم‌گیر ِ شاعرانه‌اش، از سوی رسانه‌های مطرحی مثل نیویورکر، Harper's Magazine   و Saturday Review مورد توجه قرار گرفت.  بعدها نیز استادش W. D. Snodgrassزندگی شاعرانه و آثار او را ستود. این فرد با شعر تأثیرگذار ِ خود با نام (Heart's Needle  ) منبع اصلی الهام سکستون در سرایش شعر (The Doble Image) شد. شعری که سکستون در خلال آن به تشریح روابط چندگانه‌ی نسل‌ها به‌ویژه روابط میان مادر و دختر پرداخته است.

مدتی بعد، هم‌کاری سکستون با فردی به نام Maxine Kumin  آغاز شد. این دو با سخت‌گیری و دقت آثار یک‌دیگر را مورد نقادی قرار می‌دادند. هم‌کاری این دو، هم‌چنین  به تألیف چهار کتاب درباره‌ی کودکان انجامید.

سکستون، مدتی نیز همراه با سیلویا پلت در کارگاه شعر رابرت لاول، حضور یافت و بعدها، خودش در کالجی در بوستون به تدریس شعر پرداخت. در اواخر ١٩٦٠ و اوایل ١٩٧٠ میلادی، رفته‌رفته نشانه‌های بیماری شیدایی (مانیا) در او بارز شد و تأثیر زیادی بر زندگی و سروده‌های‌اش به جای گذاشت. با این وجود، کماکان می‌نوشت، منتشر می‌کرد و آثارش با استقبال دوست‌داران کارهای‌اش روبه‌رو می‌شد. ناقدان آثار سکستون بر این باورند که تلاش‌های او علاوه بر شعر، در نقد شعر و مقالات مرتبط با هستی‌شناسی زن نیز قابل‌ تأمل است.

آن سکستون، پس از سر و کله زدن‌های بسیار با زندگی، سرانجام در سال ١٩٧٤، با گاز مونوکسید کربن خودکشی کرد و در بوستون ِ ماساچوست به خاک سپرده شد. «بوسه» یکی از سروده‌های مشهور اوست.

 

( The Kiss )

بوسه

 

دهان‌ام مثل شکافی گل می‌دهد

همه‌ی این سال‌ها، ملالت‌بار، خطا کرده‌ام

شب‌هایی که در آن، جز زِبری ِ آرنج‌های‌ام چیزی نبود

وَ [جز] جعبه‌های ظریف دستمال کاغذی به اسم "نی‌نی کوچولو"

نی‌نی کوچولو ! توی احمق!

قبل از امروز، تن‌ام بیهوده بود

و حالا در گوشه‌های زاویه‌ْدارش، از هم می‌درد

کهنه‌ْجامه‌های مریم عذرا را کوک به کوک از هم می‌درد

و نگاه کن!

حالا آن جامه‌ی تباه،  پُر از نسوج ِ ملتهب است

زززینگ! رستاخیز!

یک‌بار قایقی تمام چوبی بود

خالی از هستی، بی هیچ شورآبه‌ای در آن پائین

نیازمند کمی رنگ، چیزی بیش از مشتی تخته پاره نبود

اما تو آن را برافراشتی، برپای‌اش کردی

آن زن، انتخاب شده

اعصاب‌ام آرام می‌شود

آن را مثل صدای سازها می‌شنوم

وقتی همه‌جا ساکت بود

طبل‌ها (رشته‌ی اعصاب‌ام) لاعلاج می‌نواختند.

تو این کار اصیل نبوغ‌ آسا را کرده‌ای

عزیزم!

آهنگ‌ساز، گام در آتش نهاده است!

 

 

 

Anne Sexton

1974 - 192۸

 

پی نوشت : ... و سیر اندوهبار زوال ...

 

برگردان : پگاه احمدی

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 0:22 | لینک  |